وای از عشق

گفت لایمکن الفرار از عشق…

+

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

این روزها….

راست می گوید این روزها….

همه عینک دارند،

به نظر می آید،

چشمشان معیوب است،

راهشان پیدا نیست،

نامه دختر شهیدی به پدرش

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

شیعه های قلابی

بین دعوای “سبز” و سرخابی

پیش ما شیعه های قلابی

در یمن می کشند مردم را

گنده بک های چاق وهابی

+

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

ماسوله

این شهر تاریخی، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگی خارق العاده میان انسان و طبیعت. نمونه شاخصی به شمار می آید.

روستای تاریخی ماسوله/ فومن / گیلان

روستای تاریخی ماسوله/ فومن / گیلان

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

راه!

همیشه راه راست به منزل نمی رسد! گاهی برای رسیدن به منزل باید راهت را کج کنی!

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

غیر

کتاب جمع نمودن ، غیر از علم فرا گرفتن است…

+

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

آه!

بله می شود می توانیم!

*

تشکرات ویژه از امین عزیز که اینجا را راه انداخت!

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

یعنی می شه!؟

یعنی میشه!؟

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark

اولین پست…

Nash: I’ve always believed in numbers. In the equations and logics that lead to reason…

I’ve made the most important discovery of my life. It is only in the mysterious equations of love that any logic or reason can be found.

Perhaps it is good to have a beautiful mind.But it is a better gift to discover a beautiful heart . . .

I’m only here tonight because of you. You’re the only reason

.I am… you’re all my reasons.

*—————————————

این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد

روح من تشنه یک زمزمه نیماییست

————————————————————————–

امشب ای آینه تکلیف مرا رو شن کن

حق بدست دل من، عشق و یا زیبیاییست!؟!

این غزل های زلالی که ز من می شنوی

چشمه جاری اندوه دلی دریاییست

چند وقتیست که بازیچه مردم شده ام

گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست

————————————————————————–

وقتی غرور پنجره معنا نمی شود

با یک غزل که سفره دل وا نمی شود

————————————————————————–

————————————————————————–

تو و زلالی حوض حیاط و گلدانها

من و غریبی این کوچه و خیابانها

————————————————————————–

دو چیز گم شده در این و آن به مردم عشق

صفای ناز در اینها نیاز در آنها

————————————————————————–

شبیه خط شکسته اند جاده ها بی تو

شبیه دایره مرگ شکل میدان ها

————————————————————————–

امید پاکی مان نیست ، جای دست دعا

هزار چتر سیاه است زیر بارانها

————————————————————————–

باز هم آسمان را آبی می بینم / خجلم/ هیچوقت/ آنقدر ساده نبودست دلم

————————————————————————–

در قنوتم ز خدا عقل طلب می کردم

عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت

————————————————————————–

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس! هیچ کس؛ اینجا به تو مانند نشد

————————————————————————–

رسیده تا کمرت گیسوان و می ترسم

میان خرمن مو گم کنم میانت را

————————————————————————–

خدا را چه دیدی؟

“شنبه ۱۸  مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

تو را خدا به زمین هدیه داده چون باران

که آسمان و زمین را به هم بیامیزی

“شنبه ۱۸  مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

نیکی هنری نیست به امید تلافی

احسان به کسی کن که به کار تو نیاید….

“پنج شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

یک فکر باید هزار جور چکش بخورد تا بشود فکربکر…

“چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

الهی رسم پاکانم بیاموز…

“یک روزی توی مهر ۱۳۸۸″

پشت کامیونش نوشته بود.

————————————————————————–

نه به اون شوری شوری، نه به این بی شعوری!!

“پنج شنبه۹ مهر ۱۳۸۸″

حمید گفته بود!

————————————————————————–

ابر همیشه پشت ماه نمی مونه!؟ میمونه!؟

“همین چند روز پیش علی صفر پور می گفت این حرف را” امروز البته “دو شنبه ۶ مهر ۱۳۸۸ است”

————————————————————————–

چطوری سالار خسته…!

“پنج شنبه۲ مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

بعضی از آدم ها مثل توالت فرنگی می مانند حتی  اگر کاری هم با ایشان نداشته باشی زحمت یک بار خالی کردن آفتابه را می اندازند روی گردنتان!

“چهار شنبه ۱ مهر ۱۳۸۸″

————————————————————————–

ماه تمام، مردم اگر جمال تو می دیدند، هرگز پی هلال نمی گشتند….

” شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸″

————————————————————————–

دلبری ماه توی آسمان…

“پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸″

————————————————————————–

همیشه از یه جائی شروع میشه!!

“یک شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۸″

————————————————————————–

در یک میهمانی خانوادگی خانمی حین صحبتش گفت که: “خدا به آقایان حال داد!”

و آقایی در حالی که سعی می کرد صدایش را در شلوغی ها گم کند گفت: “و به خانم ها آشپزخانه!”

طنازی ملت را می بینید!؟

————————————————————————–

تابستان، تابستانی نمی کند!

————————————————————————–

چشمانت جنگلیست…

GD Star Rating
loading...
  • Share/Bookmark