برگ ریزان

ساسان سماک را بعد از اینکه با دماغ رفته بود توی کله یک راننده ای گذاشته بودند توی دژبانی. می نشست پشت میزش و یک کلاه قرمز می گذاشت روی میزو هر بار که می رفتی توی ستاد با آن شوخ و شنگی های ویژه اش که حمید خوب می داند، سر حال می آوردت. آخرین چیزی که هر بار قبل از خروج می پرسیدم این بود که کی تمام می کنی؟ و جواب می شنیدم که: گفتم که هر وقت همه برگ درخت ها ریخت. و نگاه می کردی به درخت های جلوی ستاد و می دیدی هنوز چند تایی برگ دارند و می فهمیدی که هنوز چند روزی باقی است.

حالا هر بار -روزی دو بار- که دارم از روی پل آستانه رد می شود نگاهم به درختهای زیر پل می افتد یاد ساسان سماک جلالی می افتم و حرفش و پایان کار خودم و می بینم که نه هنوز چند تایی برگ باقیست. و چند روزی…

شما را به تماشای پاییز هزار رنگ زیبا که تمام قد در برابرمان ایستاده است دعوت می کنم.

عکس را برادر میثم برداشته و یکی اش را هم قاب کرده و هدیه داده به مناسب خانه استیجاریمان.

با تشکرات ویژه از ایشان و امین و حامد که شرمنده اخلاقشان شدیم توی ماجرای اسباب کشی.

پاییز آستانه اشرفیه

پاییز آستانه اشرفیه

GD Star Rating
loading...
برگ ریزان, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating
  • Share/Bookmark

۵ نظر برای ”برگ ریزان“

  1. salman گفته:

    پیاده رو به روز شد

    GD Star Rating
    loading...
  2. محمد گفته:

    با کله رفته بود توی دماغ راننده…

    GD Star Rating
    loading...
  3. سلمان گفته:

    “به خاطر ۱۱آذر”
    پیاده رو به روز شد

    GD Star Rating
    loading...
  4. ارماییل گفته:

    چه خوب اینجور با شما دقت در طبیعت را می آموخت

    عکس فوق العاده ایست

    GD Star Rating
    loading...
  5. برگ ریزان | چهاردیواری گفته:

    [...] برگ همه درخت ها هیچ وقت نمی ریزد…. حتی توی سردترین زمستانها. GD Star Ratingloading… [...]

درج یک نظر