جر زنی!
دایی رضا: این چیه محسن؟!
محسن:دوز! مثل بازی نه خانه است که سه تا مهره ات را ردیف می کردی. اینجا چهارتا مهره ات را باید ردیف کنی.
دائی رضا:می شود این بازی را به هم زد مهدی!؟
مهدی: تو هر چیزی را که اراده کنی میتوانی بهم بزنی!
دائی رضا: پس همه شان را می برم!
*
دقایقی بعد دایی رضا موفق شدند با عوض کردن!! مهره های خودشان و میثم ایشان را ببرند. و دقیقه ای طول کشید تا آدم های شاهد بازی بفهمند که چه اتفاقی افتاده و این باخت دارد از کجا آب میخورد!
GD Star Rating
loading...
loading...
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۰ ب.ظ
ظاهرا قمار باز ماهری هستند ….
loading...
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۳ ب.ظ
جر زن واردی هستند!
loading...
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۱ ب.ظ
اره .ادم واردی .البته تو …
موفق باشی
loading...