رسانه های خبری گیلان در وضعیت جالبی به سر می برند. این مجموعه ها معمولا هیچ گونه تحرک ویژه ای ندارند و خبر نویسی ها به منعکس کردن گزارشات خبرگزاری ها محدود می شود خبرگزاری ها هم اگر روابط عمومی ها و گزارش هایشان نباشند ول معطل اند.
برای مثال درحالی خبرگزاری ایرنا خبر درگذشت نماینده سابق بندر انزلی را اعلام می کند که پنج روز قبل گیلان نیوز این خبر را قرار داده بود آن هم بعد از گذشت سه روز. یعنی خبر ایرنا تقریبا بعد از ده روز از واقعه قرار داده شد. تو خود بخوان حدیث مفصل….
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در ترش تره! | بدون نظر »
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢۴طه﴾
و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ شود و روز قیامتش نابینا محشور کنیم.
معیشت ضنگ یعنی به روز و شبت نگاه می کنی و می بینی برکت ندارد. کاری نمی کنی، توفیق از شما سلب می شود. اینها همه اش نتیجه روی گرداندن از یاد خداست. و حالا این حکایت روزهای ماست. خردادمان هم به بطالت گذشت و رفت.
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در خودم! | بدون نظر »
باز از کنار شهدا رد شدیم. بی اختیار گفتم: السلام علیکم ایها الشهداء
زینب به شوخی و با لهجه ای که میخواست حروف عربی را مثل من تلفظ کند گفت: و علیکم السلام.
گفتم: من به شهدا سلام دادم.
گفت اگر یکی از اینها جواب می داد چه کار می کردی؟
گفتم هیچی پا به فرار می گذاشتم.
کتاب دا /خاطرات سیده زهرا حسینی
*
خدا فرمود: ای موسی این عصا بیفکن. (١٩) موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) میشتافت. (٢٠) باز (حضرت احدیت) فرمود: عصا را برگیر و از آن مترس که ما آن را به حالت اولش برمیگردانیم. (٢١)
/سوره طه
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در کتاب | بدون نظر »

گل فیل
این گل بسیار زیبا و درخشان به صورت خودرو در گیلان می روید و متاسفانه نام دقیق آن را نمی دانم در کودکی به آن گل فیل می گفتیم.
دوستی خیلی وقت پیش گفته بود که نامش گل زربرگ است و یک نام علمی هم برای آن ذکر کرده بود که ما هرچه گشتیم نتیجه بیشتری پیدا نکردیم. مشتاقم نامش را بدانم و ببینم که آیا رنگ های دیگری هم از این گل مسحور کننده وجود دارد یا خیر، متخصصان امر راهنمایی بفرمایند.
GD Star Rating
loading...
برچسب ها: گل ها و گیاهان
نوشته شده در گیلان جان! | ۲ نظر »

لاریجانی در گیلان
در حاشیه های سفر لاریجانی به گیلان نکات جالبی نهفته است.از جمله آنکه یکی از نمایندگان گیلان که بنده “دل خوشی” هم از ایشان ندارم این شعر را برای لاریجانی خواند:
سرزنده و باصفاست لاریجانی
مهمان عزیز ماست لاریجانی
خوش آمد و مقدمش گرامی
زیرا که با درد تو آشناست لاریجانی!
که این مسئله باعث خنده افراد حاضر در جلسه شورای اداری استان گیلان شد.
صرف نظر از قافیه و وزن شعر که بسیار تنگ آمده است! نکته جالب این ماجرا این است که این شعر را یک نماینده مجلس برای یک نماینده دیگر مجلس خوانده است!
و صرف نظر از اینکه آیا این نوع شعر خوانی ها بوی تملق می دهد یا خیر. باید عرض کنم که متاسفانه یکی از دلایل عدم توسعه ی گیلان، همین روحیه خود کوچک بینی است که در اغلب مدیران و نمایندگان محترم وجود دارد – و البته در بسیاری از استانهای دیگر هم همین روحیه وجود دارد- وجود این روحیه در میان شهرستانهای کشور یک روحیه خود بزرگ بینی را برای مرکز نشینان به همراه دارد.
همین روحیه است که عبارت توهین آمیز شهرستانی را بروز می دهد!
همچنین ارجاع می دهم شما را به جست و جوی کلمه شوخی شهرستانی در گوگل.
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در گیلان جان! | ۲ نظر »

لاک پشت / آب لاکو
“زن بابا”ی سنگ دل منتظر بود تا بهانه ای پیدا کند و دخترک را آزار بدهد. یک روز که دختر داشت سر چشمه رخت ها را می شست. “زن بابا” از دور و با داد و فریاد نزدیک شد. دخترک فهمید که باز بهانه ای برای آزارش فراهم شده؛ دیگر توان تحمل این همه آزار و سخت گیری را نداشت. از خدا خواست کاری کند که دیگر هرگز دست “زن بابا” به او نرسد. در همان وقت خداوند تشت را برگرداند روی دخترک و زن بابا که رسید لب چشمه جز یک لاک پشت چیز دیگری ندید و از آن روزلاک پشتها متولد شدند.
*
آب لاکو نام گیلکی لاک پشت است. شاید به معنی دختر آب یا بانوی آب.
البته برخی نواحی گیلان به لاک پشت کاموش می گویند.
داستان را مادر برایم تعریف کردند.
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در گیلان جان! | ۲ نظر »
اما
با این همه
تقصیر من نبود
که با این همه…
با این همه امید قبولی
در امتحان سادهْ تو رد شدم
اصلاً نه تو ، نه من!
تقصیر هیچ کس نیست
از خوبی تو بود
که من بد شدم!
*
/قیصر امین پور
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در خودم! | بدون نظر »

انبه/ازگیل ژاپنی
حمید خان عزیز سلام.
این روزها که دارد می گذرد.آلوچه ها کم کم دارند شیرین می شوند. انبه ها هم رسیده اند. حالا خود دانی می خواهی بیا می خواهی نیا. از ما گفتن بود. بعدا نگویی نگفتی ها.
*
پ.ن:
عکس بالا اشاره دارد به میوه ای که در تداول محلی مردم گیلان انبه یا انبو نامیده می شود. ظاهرا اسم درستش ازگیل ژاپنی است. میوه ای شیرین و آبدار که در ابتداسبز است. میوه سبز و نرسیده طعمی شبیه چاغاله بادام(بادام نرسیده که در بهار بفروش می رسد) دارد.
میوه مذکور هسته های فراوانو برنگ قهوه ای داشته و حجم بیشتر میوه را هسته ها تشکیل می دهند. حمید خان از دوستان دوره خدمت سربازی بودند که می فرمودند در ولایتشان چنین میوه ای به عمل نمی آید. شاید دلیلش این باشد که این میوه در زمستان گل می دهد و در مناطقی که سرمای زمستانی زیاد دارند دچار یخ زدگی می شود. به هر حال این درخت همه سال سبز و زیبا است. و متفاوت با میوه انبه ای است که معمولا به نام انبه پاکستانی معروف است.
GD Star Rating
loading...
برچسب ها: ازگیل ژاپنی، انبه، میوه های گیلان
نوشته شده در تصویر، گیلان جان! | ۶ نظر »
یاس کبود پیش تو خار است فاطمه(س)
نامت گل همیشهبهار است فاطمه(س)
GD Star Rating
loading...
نوشته شده در تک بیت | یک نظر »
همین هفته پیش بود که داشتیم سر زمین عمه مان از ایشان می پرسیدیم که عمه جان هیچ حواستان هست که دیگر هیچ اثری از درختان توت نیست!؟
و عمه مان به دو تا نهال اشاره کرد و گفت از آن توتستان تنها همین مانده است.
*

کرم ابریشم/نوغان/ کچ پیله
امروز هم که دوستی گفت که کرم های ابریشم در پنجاه و شش روز ، هشتادوشش هزار برابر خود غذا می خورند
یاد روزهای کودکی مان افتادیم و پدر بزرگمان، که داسش را می زد کنار کمر بندش و راه می افتاد توی توتستانش و ما هم می لولیدیم توی دست و پایش و شاخه های توتی را که می داد دستمان مرتب می گذاشتیم روی شاخه های دیگر و توی این فاصله توتهایش را می کندیم و می خوردیم.
بعد برگ توت ها را پدر بزرگ می گذاشت روی دوشش و می رفتیم بالای تلمبار و یکی یکی و آهسته شاخه ها را می گذاشتیم روی کرم ها.
با احتیاط بین چوب های موازی راه می رفتیم و به صدای خوردن کرم های ابریشم گوش می دادیم و دهانشان را می پاییدیم که چطور برگ ها را می خورند
و این کار هر روز مان بود توی همان پنجاه و شش روز کذایی و روز های آخر که کرم ها داشتند پیله می شدند دسته های کلش را که به شکل فانوس درست کرده بودند می گذاشتیم روی کرم ها تا کرمها در جای تمیزی پیله شوند.
شاخه های بید را همی گذاشتیم. و دیگر تا چند روز صبر می کردیم.
و بعد همه چیز مهیا می شد برای روز کچ وچینی؛
(kach vechini)
روزی، که همه می دانستند باید بیایند و پیله ها را از لابه لای کلشا و چوب های بید و شاخه های توت بیاورند بیرون. یک میهمانی بزرگ که همه می آمدند و یاور می دادند به صاحب نوغان تا محصولش را برداشت کند.
پیله های سالم را جدا بگذارند و پیله های شله(نرم و شل) را جدا.
بعد هم پیله ها می گذاشتند توی ماشین و می بردند آستانه می فروختند.
*
قبل تر ها که هنوز صنعت تبدیل ابریشم به نخ راه نیافتاده بود گویا خود کشاورزان پیله هایشان را تبدیل به نخ می کردند و انگار پیله ها را می گذاشتند توی اب جوش و بعد با مشقت بسیار و با یک دستگاه ساده پیله ها را تبدیل به نخ می کردند.
*
به آن دسته های کلش که مثل فانوس بود می گفتند کوپیته
koopite
و به شاخه های بید و درختان دیگری که می گذاشتند روی نوغان می گفتند ژگر
zhegar
به خود کرم ابریشم کچ یا بابوگفته می شد.
Kach- baaboo-boboo
*
کرم های ابریشم در ابتدا تخم های ریزی بودند و البته هستند! شبیه دانه های باروت. سیاه و گرد و دوست داشتنی.
اینها را اداره کشاورزی می چید توی جعبه های کوچک سفیدی که کمی بزرگتر از شکلات های تخته ای هستند.
پدر بزرگ اینها را آهسته در می آورد و می چید توی کالبی ها. ـ
kaalebi
کالبی جعبه های بود که برای دودی کردن برنج استفاده می شد
و بعد جعبه ها را می گذاشت توی روی یک چهار پایه و هر پایه چهار پایه را هم توی یک ظرف آب می گذاشت که مبادا مورچه برود لای نوغانها.
یکی دو هفته بعد کرم ها از تخم در می امدند و آنقدر بزرگ می شدند که می توانستی آنها را بگذاری بالای تلمبار.
و دیگر از اتاق درشان می آوردند و می گذاشتند توی تلمبار.
توی تلمبار هم البته نوغان ها آنقدر ها آسوده نبودند.
اصلا برای این پرندگان کرم خوار چه کرمی لذیذ تر از کرم های سفید و چاق و چله ابریشم!؟ برای همین تمام منفذ های تلمبار را می بستند. و گاهی برای احتیاط بیشتر یک کلاغ را که قبلا کشته بودند و برای این کار آماده کرده بودند آویزان می کردند کنار تلمبار.
موش ها رفتنشان به بالا سخت بود. اما جلوی کر روف را نمی شد گرفت.
کر روف یا مار شیشه ای مار زرد رنگی است که گویا تنها در شمال کشور یافت می شود.
kareroof
مار جالبی است دندان ندارد و پروانه و حشره می خورد.ـ
*
پ.ن:
فصل توت که می شود نمی توانم دلتنگی ام را برای از دست رفتن توتستان های سرزمینم پنهان کنم.
خاطرات روزگار کودکی من، بهار و فصل امتحانات خرداد با توت های سرخ و سفید پیوند خورده. این مطلب را حدودا دو سال پیش نوشته بودم جایی.
GD Star Rating
loading...
برچسب ها: کرروف
نوشته شده در گیلان جان! | بدون نظر »